دانلود پایان نامه خلاقیت و افزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی



عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

كارآفرين محرك اصلي توسعه است . به همين جهت كارآفريني ، موضوع جديدي است كه شايد توانايي پاسخ گويي به قشر دانش آموخته ي ما را داشته باشد . پاسخ گويي به سؤالي كه ديري است ذهن بخشي از افراد جامعه ما را به خود مشغول كرده است ، يعني علت عدم توسعه يافتگي . آنچه اين سوال را در اذهان شديدتر و ماندگارتر مي كند ، اين است كه ما در سال هاي گذشته اختلاف سطح توسعه يافتگي را بين كشورهاي آسيايي ، اروپايي و آمريكايي بررسي مي كرديم ولي امروزه اين تفاوت بين كشور ما با ساير كشورهاي آسيايي نظير اندونزي ، مالزي و سنگاپور بسيار سوال برانگيز شده است . كشورهايي كه تا دهه ي اخير جزء كشورهاي جهان سوم به شمار مي آمدند ، چنان خود را در جريان تغيير و پيشرفت قرار داده اند كه ما امروز توان رقابت با آن ها در خود احساس نمي كنيم . اين واقعيتي تلخ است كه ما هنوز هم خود را به جهش هاي كوچك صنعتي و اقتصادي دلخوش كرده ايم ، غافل از اين كه براي دستيابي به آمال و آرزوهاي ملي ، قبل از هر چيزي بايد فرهنگ كار و اشتغال را معنا كنيم . فرهنگي كه در آن تمام ارزش هاي اقتصادي وكاري نظير تلاش صداقت ، كيفيت گرايي ، مشتري مداري و …. تعريف شده باشد (احمدپور,1383).

كارآفريني و مديريت:

نبود كارايي و اثربخشي مديريت اشتغال زايي در جامعه، لزوم استفاده از ابزارهاي نوين مديريتي براي ارتقاي شاخصهاي ياد شده را ضروري مي كند. لذا طراحي راهبردي كه بتواند حركت نظامهاي اجتماعي و اقتصادي كشور را به سمت اشتغال بيشتر نظام مند كند و براي هدفي كه از فلسفه ياد شده حاصل مي شود صورت مي گيرد. اين هدف عبارتست از : « استفاده از ابزارهاي نوين مديريتي براي دستيابي به مديريت كارا و اثر بخش و حلقه گم شده اشتغال در اقتصاد كشور است .» (هاشمی ,1380).

توانمندی مدیریت به سازگاری و انطباق 4 عامل و مولفه بستگی دارد , این 4 مولفه عبارتند از:

قوانین و مقررات لازم برای توسعه علمی , نیروی انسانی آشنا به این مقررات , مدیرانی که بتوانند این مجموعه را اداره کنند و فناوری اطلاعات (اینترنت , سایت کارآفرینی, 1386).

رويكرد تصميم گيري هوشمند و خلاق نيز بخشی از بافت نرم افزاري علوم مديريت است . اين رويكرد به دليل محسوس نبودن ، كاملا پيچيده است و براي بهره گيري از آن به نگرشها، احكام ، فرايند و ساز و كارهايي نيازمند است . ( حميدزاده ، 1381)

کارآفر ینی و IT:

به عنوان يكي ازگزينه هاي توسعه مطرح است و امروزه فناوريهاي اطلاعات زيرساخت توسعه ملي است. چرا ؟ چون  امر عدالت  اجتماعي منوط  به داشتن يك جامعه  مبتني  بر اطلاعات است به تعبيركلانتر،امروزه مديريت مبتني بردانايي[1]  حرف اول را مي زند و اساس قضيه است. يعني هر چقدر مردم به اطلاعات آگاه تر، و مشرف تر باشند در تصميم گيريهاي ملي و فردي ميتوانندحضوري آگاهترداشته باشندوامروزجامعه براين پايه استواراست.ازفناوري اطلاعات يا به تعبيركاملتر[2]ICT   كه از آن به عنوان توانمند ساز (Enabler) ياد مي كنند. زيرا امروزه براي تحولات و توسعه اقتصادي، اجتماعي دو نوع نگاه IT يا ICT در دنيا وجود دارد. درنگاه نخست كه IT يا ICT را به عنوان يك بخش[3]،  در نظر مي گيرند كه كارش درباره صنعت يا كشاورزي و توليد نا خالص ملي چه سهمي داشته باشد، كه بتواند توليدات IT را به جامعه عرضه كند. مانند موبايل، انواع و اقسام وسايل الكترونيكي وغيره كه  امروزه اين نگاه ديگر منسوخ  شده است.  در نگاه دوم از IT  و ICT  به  عنوان توانمند ساز توسعه  اجتماعي  ياد مي كنند.  يعني آن  فناوري كه زير  ساخت  جوامع[4]  دولت الكترونيك، دانشگاه الكترونيك، مدرسه الكترونيك وهمه اينها مبتني بر ICT است. اين ارتباط بسيار وسيع را دانش توسعه امروز معرفي مي كنند تا اينكه شما ICT را به عنوان يك فناوري در كنار بقيه فناوريها تلقي نكنيد. اين فناوري عامل اصلي توسعه اقتصادي، اجتماعي است چون اطلاعات دراختيار همگان قرار مي گيرد. اينترنت يك شبكه واسط براي برخي از فعاليتهاي اجتماعي تلقي نمي شود. امروزه اغلب كشورها هدف ICT خودشان را در توسعه اجتماعي تدوين كرد و يا درحال ايجاد آن هستند و هراندازه ما از اين فضا عقب تر باشيم امكان فناوري بتواند نهادينه شود كمتر است. بنابراين، عامل سوم كه دسترسي به منابع واطلاعات براي كارآفرينان هست يكي از مؤلفه هاي بسيار اساسي توسعه اجتماعي و ايجاد فضا براي كارآفرين و كارآفرينان است. و بحث چهارم و وجود خود كارآفرينان و نيروي انساني است. كارآفرينان صبورند، خلاقند، سخت كوشند، اميدوارند، سنت شكنند، ساختارشكن هستند، فرصت جو و مشاركت جو هستند، كارآفرينان نيروهاي خلق الساعه نيستند، اين نظام اجتماعي است كه در حوزه تعليم، تربيت، آموزش و درگروههاي اجتماعي چنين نيروهايي را با قواعد تشويقي وشيوه هاي آموزش، مستعد و تربيت كرده و به جامعه تحويل مي دهد. بنابراين بحث چهارم اصولاَ نيروي انساني كارآفريني يا كارآفرينان هستند. امروزه ديگر به يك قشر خاصي به عنوان كارآفرين توجه نمي كنند همه بايد به نوعي در جامعه كارآفرين باشند. اگر درمحدوده عمل خودشان به لايه هاي كلان تر ملي دست پيدا كنند طبيعي است كه پيشتازترند، هركس در عرصه خاص خود مي تواند از اين ويژگي بهره مند شود، به شرط اينكه اساس برنامه ريزيهاي آموزشي و تعليم و تربيت ملي براين پايه استوار باشد كه نيروي انساني كارآفرين تحويل بدهد و اين ويژگيهاي بيست و چندگانه را داشته باشد.قطعاَ بايد بخشي از تحليلها و كنكاشهاي ما به موقعيت جامعه ناظر باشد. بيشتر پژوهشهايي كه براي توسعه كارآفريني صورت مي گيرد ناظر به جوامع توسعه يافته صنعتي است. آنها از اين مسير گذر كرده اند، زيرساختهاي خود را به صورت عقلاني برپا كرده اند و تنها افزايش سرعت كارآفريني و گسترش نيروهاي كارآفرين را مد نظر دارند و بنابراين براي امر سازوكارها و ابزارهاي مختلف را پيشنهاد مي كنند. اين پژوهشها براي جوامعي است كه از اين مسير گذر كرده اند و به آن درجه اي از توسعه يافتگي رسيده اند (صنایی, تدوین: هاشمی , 1380).

البته اين بدان معني نيست كه در جوامع در حال توسعه و توسعه نيافته كارآفرين و كارآفريني جايي ندارد. بلكه بازدهي، اثربخشي و ثمربخشي موضوع، اگر به آن ساختهاي اساسي توجه نشود، محدود مي گردد و جلوه آن به گونه اي است كه اگرقرار باشد چنين رويدادي رخ دهد بايد از مسير توسعه يافتگي بايد عبور كند. اين زير ساختها بايد برقرار شده باشد تا بتوا نيم كارآفرينان بيشتري داشته باشيم و توسعه ملي را با تجهيز و پشتيباني نيروهاي كارآفرين سامان بدهيم. بنابراين اغلب در كشورهاي در حال توسعه بدون توجه به پيش نيازهاي اصلي ( چهار مؤلفه مورد اشاره ) كه دستيا بي به آنها نيازمند برنامه ريزي بلند مدت است، ممكن است به سازوكارهايي دست بزنند كه جواب لازم را ندهد و ايجاد يأس و نا اميدي كند. بنا براين بايد در رويكرد بحث كارآفريني اين دو موضوع مد نظر قرار گيرد و هردو عرصه را شامل بشود   (صنایی, تدوین: هاشمی , 1380).

كار آفريني و نظام ارزشي : در جامعه  شناسي  و روا نشناسي اجتماعي از مجمو عه  مفا هيمي ما نند  نگرشها[5] ، باورها[6] ونظام ارزشي[7] به عنوان ريشة واكنشهاي افراد و جوامع استفاده ميشود. به عبارت ديگر هر گونه رفتار فردي و اجتماعي به نوعي به مجموعه اي از مفاهيم ياد شده مرتبط مي شود. در اينجا نظام ارزشي به عنوان نتيجه مجموعه اي از نگرشها و باورهاي جامعه تلقي شده است. اين نظام ارزشي براي هر جامعه و زير سيستمهاي آن وجود دارد. نظام ارزشي هر زير سيستم با زير سيستم ديگر متفاوت است، نظام ارزشي كل جامعه بايد بتواند با حفظ يكپارچگي جامعه، شرايط رشد و توسعه زير سيستم را نيز فرا هم كند (هاشمی , 1380).

كار آفريني فناورا نه نيز نظام ارزشي خاص خود را دارد، با بررسي ويژگيهاي كارآفريني فناورا نه مجموعه اي از ارزشها و نگرشهايي كه مي توا ند به رشد و توسعه آن كمك كند مشخص ميشوند كه مهمترين آنها عبا رتند از:

–  نگرش مثبت به سود جويي، زيرا هدف همة فعا ليتها در كارآ فريني فناورا نه كسب سود است.

–  نگرش مثبت به اقدامات مخاطره آميز و جسورانه

–  نگرش مثبت به انجام تغيير ، خلا قيت و نوآوري

– نگرش مثبت به اعمال تغييرات در محيط طبيعي

– نگرش مثبت و باور امكان شناخت واقعيات (علم) براي دستيابي به شيوه تغيير در محيط

–  نگرش مثبت به توانايي انسانها و انجام تلاش فراوان، پشتكار، تعهد به كار و مسئوليت پذيري

–  نگرش مثبت به انجام فعاليتهاي خارق العاده يا انجام كارها به شكل مبتكرانه و نو (هاشمی , 1380).

نظام ارزشي كارآفريني فناورانه و نظام ارزشي جامعه ما :

در بخش پيشين ، نظام ارزشي متناسب با كارآفريني فناورانه به صورت فشرده ارائه شد، همچنين بيان شد كه ريشة رفتارهاي اجتماعي، نظام ارزشي افراد و جامعه است و به عبارت ديگر، رفتارهاي اجتماعي ما نشان از نظام آموزشي ما دارد. كارآفريني و فناوري در كشور ما در سطح پاييني قرار دارد. كارآفرينان محدودي در حال فعاليت مي باشند كه معمولاَ پس از طي مراحلي از پيشرفت ، به نوعي خود و يا سرمايه آنها راهي خارج ميشود. بسياري از فرصتهاي تجاري در داخل و خارج به راحتي ازدست مي رود و………..

درباره فناوري تنها ذكر اين نكته كافي است كه طي سالهاي اخير ( مثلاَ دويست سال) كالا جديد، مهمي در داخل كشور از طريق نوآوري به توليد نرسيده است و اين درحالي است كه هر روز در دنيا دهها كالاي جديد عرضه مي شود. اين رفتار اجتماعي نشان مي دهد در نظام ارزشي جامعه ما، ارزشهاي كارآفريني و فناوري ضعيف است. براي بررسي برخي كمبودها درنظام ارزشي جامعه ما بررسي كالاهاي فرهنگي مي تواند مفيد باشد. در يك نگاه كلي در مجموعه كالاهاي فرهنگي مانند رمانها، شعرها، فيلمها، روزنامه ها، كتابها و …….  (صنوبر , تدوین: هاشمی, 1380).

كارآفريني و مالكيت معنوي : به گونه اي كلي داراييها به دو دسته داراييهاي آشكار و پنهان تقسيم ميشود. داراييهاي معنوي يك نوع دارايي، پنهان بوده و نمونه هايي همچون اختراع ، علايم تجاري ، طرحهاي صنعتي، آثار نوشته ، سمعي ، بصري، تجسمي و فني را دربر ميگيرد. حقوق مربوط به اختراعات ، علايم و طرحهاي صنعتي را در زيرمجموعه مالكيت صنعتي وحقوق مربوط به آثار ادبي و هنري را در زير مجموعه  مالكيت ادبي طبقه  بندي  مي كنند و  هر دو گروه را مالكيت  معنوي[8]  مي گويند.  به گونه اي كه اشاره شد  مالكيت صنعتي[9]   نوعي از مالكيت معنوي است كه به خلاقيتهاي فكري بشر در زمينه صنعت مربوط ميشود، در حاليكه گاه به غلط در رابطه با مالكيت اموال منقول به كار رفته و درتوليدات صنعتي را شامل ميشود، علايم تجاري و خدماتي، نامهاي تجاري، مشخصات منابع جغرافيايي و پشتيباني در مقابل رقابت ناسالم را نيز دربر ميگيرد. مالكيت ادبي و هنري[10] دومين شاخه عمده مالكيت معنوي است وحقوق پديدآورندگان آثار ادبي و هنري را دربرميگيرد. نحوه پشتيباني از حقوق پديدآورندگان كتاب، داستان، شعر، آواز، نقشه، نقاشي، كارهاي معماري و آثار سمعي و بصري در زيرمجموعه مالكيت ادبي و هنري طبقه بندي ميشود و دراين اواخر نمونه هايي همچون پشتيباني از امواج ماهواره اي حامل برنامه ها و نرم افزارهاي رايانه اي نيز به موضوعات آن اضافه شده است  (صنایی, تدوین: هاشمی, 1380).

كارآفريني و فناوري : كارافريني فناورانه وقتي اتفاق مي افتد كه يك كارآفرين فعاليت خود را با يك نوآوري فناورانه شروع كند. به عبارت ديگر كارافريني فناورانه فصل مشترك دو فرايند كارافريني و توسعه فناوري است. همانطور كه بيشتر نشان داده شد، اهميت كارآفريني و فناوري در حال گسترش بوده و اهميتي رو به رشد در توسعه جوامع دارد، بنابراين كارآفريني فناورانه نقشي پيوسته برجسته را در توسعه جوامع بر عهده دارد.

با پديد آمدن جوامع فرا صنعتي، كارآفريني فناورانه اهميتي حياتي يافت. به عنوان مثال جامعه شوروي و يا كشورهاي اروپايي شرقي را پيش از فروپاشي مي توان يك جامعه صنعتي تلقي كرد كه به دليل نبود توسعه كارآفريني فناورانه موفق به عبور از جامعه صنعتي و رسيدن به جامعه فراصنعتي نشد (فتحی , تدوین: هاشمی,1380).

همانند ساير جنبه هاي زندگي بشر، سرعت و تنوع تغييرات در عرصه فناوري نيز در حال افزايش است. افزايش سرعت و تنوع تغييرات در فناوري هر جامعه اي را با چالشهاي جدي مواجه كرده است. اين موضوع به ويژه در كشورهايي كه داراي زيرساختهاي لازم نبوده و از كشورهاي پيشرفته عقب مانده اند، بسيار دشوار است. بنابراين فرايند توسعه فناوري و روزآمد كردن فناوري نقشي محوري در فرايند توسعه جوامع دارد و ضروري است كه براي آن اقدامات مناسب صورت مي گيرد.

توسعة فناوري فرايندي است كه يك جامعه با به كارگيري دانش و ساير منابع خود با ايجاد تغييرات در محيط مادي خود و ارائه يك كالاي جديد يا فرايند جديد به نيازهاي خود پاسخ مي دهد (فتحی, تدوین: هاشمی, 1380).

كارآفريني و عرصه هاي ظهور : كارآفريني در چه عرصه هايي صورت مي گيرد؟ به نظر ميرشد بيشتر عرصه هاي فكري و ادبيات توسعه به آن پرداخته اند، اما در كشورهايي كه مباني ارزشي آنها، عرصه هاي ديگري را هم، به گونه اي يكسان و دربرخي نمونه ها بيش از حوزه اقتصاد مد نظر دارند، بحث كارآفريني هم جدي تراست. يعني عرصه هاي حضور كارآفرينان هم در عرصه اقتصادي، هم در عرصة اجتماعي، هم در عرصه فرهنگي و هم در عرصه سياسي است. درابعاد مختلف فقط توانمندي آميختن گزينه هاي توليد، مد نظر كارآفرينان نيست. اين موضوع در حوزه فرهنگي هم مي تواند معني بدهد. بنابراين در برنامه ريزيهاي ملي عرصه متفاوت، براي بحث كارآفريني بايد مد نظر باشد: نخست عرصه هاي راهبردي و ديگري عرصه هاي كاربردي است (صنوبر, تدوین: هاشمی, 1380).

کارآفرینان اجتماعی کسانی هستند که در صدد شناسایی و رفع نیازهای جامعه اند و در این راه از اعتبار اجتماعی خود مایه می گذارند و برای رسیدن به هدف و ماموریت خود دست به ایثار و از خود گذشتگی می زنند. همچنانکه کارآفرینان سیاسی درصدد شناسایی نیازها و خلاء های سیاسی جامعه هستند و می کوشند تا موانع سیاسی موجود را جهت رشد و توسعه جامعه و استقرار عدالت و دموکراسی شناسایی و از سر راه بردارند, البته از طریقی نو و کارآفرینانه و بالاخره کارآفرینان فرهنگی افرادی هستند که ارزشهای فرهنگی را در جامعه خلق , کشفو یا احیاء می نمایند. در هر صورت از کارآفرینان اجتماعی , سیاسی و فر هنگی, همچون کارآفرینان اقتصادی دائما در جستجوی نیازها و فرصت ها هستند تا از طریق خلاقیت , ریسک پذیری و رهبری ارزشی را در جامعه ایجاد و خلاء یا نقص را رفع و اصلاح نماید (اینترنت , فصلنامه خلاقیت, 1386).

[1] – Knowledge Management

[2] – Information Communication Technology

[3] – Sector

[4] – E-Society.E-Government.E-Ecommerce

1-Attitudes

2-Belifs

3-System value

[8] – Property Intellectual

[9] – Industrial Property

[10] – Library & Artistic Works Property

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید: