پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی


دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

–  موانع سازماني خلاقيت :

1– عدم دسترسي به اطلاعات

2- فقدان ارتباط افقي و عمودي مناسب

3- اندازه سازمان

4- ساختار نامناسب سازماني

5- افق زماني كوتاه مدت مديران براي سودآوري

6- تخصيص دقيق هزينه ها عليرغم عدم پيش بيني دقيق درآمدها

7- فقدان سيستم پيشنهادات مؤثر و دقیق

8- فقدان لوازم و ابزار لازم

9- فقدان سيستم تشويق و پاداش هدفمند و منعطف

10- ناسازگاري ، استرس و نارضايتي كاركنان

11- مبارزات و سياست بازيهاي سازماني

12- دلگرمي زياد از حد مديريت

13- اعتقاد به اينكه نوآوري به راحتي به دست مي آيد

14- فشار براي اخذ نتيجه سريع (کیا، 1386).

ج- موانع فرهنگي خلاقيت                                

 به عنوان نمونه ترس از انحراف از قراردادهاي اجتماعي مي تواند يكي از بزرگترين موانع خلاقيت از طر ف دیگر, تعصبات قومی , نژادی و اجتماعی نیز عوامل دیگری هستند که بسیاری از راههای خلاقیت را مسدود می کنند. فرد خلاق می باید فراتر از مرزهای خانوادگی, قومی و نژادی اندیشه کند و باید بداند که این جهان , جهان علت معلول است و نمی توان پدیده های هستی را با خرافات و طالع بینی تفسیر و تعبیر کرد (کیا , 1386).

1-مذهب : بعضي ازمذاهب و فرق بطوركلي يا نسبي و موردي ، خلاقيت و نوآوري را به شكل رسمي و غيررسمي نهي كرده و اموري مثل تكنولوژي را راهي انحرافي يا غير مستقيم ميدانند كه زندگي بشر را به مخاطره مي اندازد . موانع خرافی در قالب مذهب مثل اعتقاد به صبر افراطی که موجب می شود افراد از تلاش برای رفع مشکلات خود و رسیدن به زندگی آرام دست بردارند و بر این عقیده باشند که ه8ر بلا و ظلمی که به آنها می رسد را پدیده الهی بدانند و در نتیجه بسیار منفعلانه با سرنوشت خود و آینده شان برخورد کنند.

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی-دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و خواب :

تحقيقات بسياري وجود دارد كه نشان مي دهد خواب مي تواند تأثير مثبتي در عملكرد انسان داشته باشد و خلاقيت نيز جزئي از آن است . خواب خوب شبانه مي تواند قدرت هوش و فراست انسان را 40/0 افزايش دهد (دانشکده پزشكي دانشگاه هاروارد به نقل از فیض بخش, 1381).

خواب درحافظه وآموختن نيزتأثير به سزايي دارد ، به اين معني كه خواب پديده اي منفعل نيست ، بلكه دركاركرد مغز اثر فعال دارد ، بويژه هنگامي كه چشم حركات سريع مي كند ، با غشاي مغز ارتباط پيدا مي كند .در اين نقطه است كه حافظه تداعي كننده انسان ذخيره ميكند ، همچنين از نظرپردازش نيز تأثيرمثبت دارد . درست مانند بعضي جنبه هاي خلاقيت خواب خوب اين امكان را فراهم مي آورد كه واقعيت ها و تصورات خود راپردازش كنيم و الگوهاي منطقي و منسجمي به وجود آوريم .

مغزدرحال خواب كارگاه اضطراب خلاق ناميده ميشود . كه به تخيل ، استعاره و نمادگرايي تكيه دارد تركيب تفكرجدي و منطقي با تفكر عرضي[1] و رويا ، خلاقيت را تقويت ميكند .نمونهايي بسياري از اين نوع روياي خلاق نزد اشخاص خلاق و موفق تاريخ وجود دارد مشكل اينجاست كه درجامعه جديد غالباً آن قدرمشغوليم كه نمي توانيم به حدكافي بخوابيم (فيض بخش 1381 )

خلاقيت و گروه :

سينرژي : يكي از نظريه هاي اساسي دربارة خلاقيت اين است كه فعاليت هاي خلاق در صورتيكه درگروه انجام شود ، به صورت متزايد درخواهد آمد به اين معني كه اشخاص اگر دسته جمعي كاركنند ، انديشهاي بيشتر يا بهتري توليد خواهند كرد تا به تنهايي ، با وجود اين تك تك اعضاء مي توانند از اكثر فنون خلاقيت نيز بهره ببرند   (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

1.Hateral   Thinking

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و مغز :

مغز انسان كارگاهي است كه انديشه ها و تصورات ما درآنجا شكل مي گيرد . شناخت ما نسبت به نحوة كارشرطي بيست سال گذشته به طرز شگفت آوري افزايشي داشته است . دراينجا پاره اي واقعيت ها و فرآيندهاي مغز و نقش آنها را درتوانايي هاي خلاق خود ملاحظه خواهيم كرد .

كارآيي شگرف مغز انسان از سازمان يافتگي يك نوع سيستم ويژه نشأت مي گيرد كه بي نظمي و آشفتگي ، نظم و ترتیب ايجاد مي كند ، اما بجاي تشخيص نظمي نوين، نظمي  كهنه اي را تحميل مي كند.

سيستم مغز زيست و بقا را ممكن مي سازد و اما ماجراجويي و ريسك را دشوار مي كند.

بنظر مي رسد بر حسب يك برنامه وسيع كاربردي ، مغز بعنوان سيستم حافظه تكراري ، تبعيض گر، خود بزرگ بين و در مرحله بعد سازمان يافته است . مانند هر سيستم ديگري، چنين سيستمي از ويژگيهاي كاربردي مختص خود برخوردار است . در نوع بخصوص اين سيستم عملكردي عالي دارد و در نوع ديگر عملكرد سيستم ضعيف است. ( دوبونو، ترجمه: رضا خاني ، 1376)

نيمكره چپ بخش آگاهتر و منطقي تر مغز به نظر مي رسيد كه فرآيندهاي منطقي وجود انسان را كنترل مي كند (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نيمكرة راست كه به صورت جايگاه تخيل، شوخ و مجموعه نگر مشاهده گرديد كه مشخصة آن ابهام و استعاره است . به اين ترتيب چنين نتيجه گيري شد كه خلاقيت  به نيمكرة راست مغز ارتباط دارد كه ما ظاهراً در محيط عادي كار خود استفاده بسيار اندكي از آن مي كنيم اگر فقط مي توانستيم بيشتر با نيمكرة راست مغز خود كار كنيم مطمئناً خلاقيت در وجودمان جاري مي شد اين استدلال وسوسه انگيز بود كه بسياري از مفسران عنوان مي كردند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نیمکره چپ مغز اطلاعات را بطور خطی, منطقی  و متوالی پردازش نموده و اساسا با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست , اطلاعات را بطور غیر خطی, از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری, شنوایی, عصبی و عاطفی سر و کار دارند (آقایی فیشایی, 1375).

متأسفانه تحقيقاتي كه از دهه 80 – 1970 آغاز شده است اين برداشت را تا حدي تار كرده است . واقعيت هاي آشكار شده بسيار پيچيده تر از قبل به نظر مي رسد و حتي مفسران معتبر نيز ديگر درباره كاركرد دقيق نيمكره هاي مغز اتفاق نظر ندارند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

شمار زيادي از پردازش هاي پيچيده اطلاعات و كاركرد مفاهيم در سراسر مغز پخش شده و توافق قريب به يقيني وجود دارد كه فعاليتهاي خلاق در مراحل مختلف با بسياري از اين كاركردها يا تمام آنها ارتباط پيدا مي كند .همچنين نبايستي اين واقعيت را از نظر دور داريم كه بسياري از فرآيند هاي پيچيده فكري براي تحقق خود به هر دو قسمت مغز نياز دارد . درك لطيفه مثال خوبي در اين زمينه است زيرا مستلزم آن است كه اطلاعات هم از جنبه واقعيت و هم از نظر احساسي پردازش شود .

تمايزديگري كه شايد به اندازه تقسيم مغزبه دو نيمكره مفيد باشد تمايز ميان بخش آگاه مغز و بخش كمتر آگاه يا كاملاً نا آگاه آن است (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

بنظر می رسد هنگامی که مغز اطلاعات را پرازش می نماید , اطلاعاتی که به صورت منظم و هماهنگ است و با عواطف مثبت مرتبط است توسط نیمکره چپ پردازش می شود و هنگامیکه اطلاعات دارای ویژگیهای متضاد و متناقضند و با عواطف منفی مرتبط می باشند توسط نیمکره راست پردازش می شوند (آقایی فیشایی, 1375).

كاركردهاي والاتر: خلاقيت با بسياري از كاركردهاي والاتر مغز ارتباط دارد .

برداشتها از عوامل كليدي كاركردهاي والاتر معرفتي ما است و بخشي از روشهايي را تشكيل مي دهد كه براي درك و پردازش حجم عظيم اطلاعات و تبديل آنها به موادي قابل هضم وعملي به كار مي بريم . ادراك ما از مشخصه هاي عمده اي است كه ما را از موجودات ديگر متمايز مي سازد .

اما مفاهيم و برداشتها از كجا سرچشمه مي گيرند ؟

آنها در نتيجه توانايي ما نسبت به عموميت بخشيدن به تجربيات و طبقه بندي انديشه هايمان حاصل ميشود ناگفته پيداست كه هريك ازما مفاهيم يا برداشتهاي خود را به روشهاي كاملاً ويژه اي شكل مي دهيم اين خود ، نوعي كاركرد خلاقيت ما است توانايي شكل دادن وتجديد تشكل اطلاعات ، تسلط بسيار حساسي بر محيط اطرافمان بوجود مي آورد  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

اگر شما مسئله اي را به صورت تحليلي و يا با نگاه بر آمار و ارقام حل مي كنيد و آن را در داخل فرمول منطقي يا فرآيند دنباله دار ( با توالي ) قرار مي دهيد . از سمت چپ مغز استفاده مي كنيد . اگر به دنبال الگوها و مقاديري هستيد كه تأثيرات حسي را در بردارد كه به شما يك ادراك شهودي از كل پديده اي مي دهد از سمت راست مغز استفاده كرده ايد (حائری زاده , 1381).

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

:اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی- دانلود متن کامل

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و محيط :

ارشميدس كار خود را در حمام انجام مي داد . نيوتن نيروي جاذبه را زير درخت سيب پيدا كرد . كليه اشخاص موفق به روش خاص خود خلاقند . سر آشپزي كه خود آموزگار خويش است ، هنگام دويدن در تپه هاي اطراف محل زندگي اش الهام مي گيرد و گياهان وحشي را پيدا مي كند . مايكل براز[1] طباخي را از مادرش آموخت و تخصص او گياهان وحشي و غير معمول است . مي گويد هفته اي چند بار در تپه ها مي دوم و در اين دويدن هاست كه به افكار و احساسات تازه است مي يابم . از طبيعت الهام مي گيرد و اميدوار است با غذاهاي خود فضايي خاص ، آزادي بيان احساس شگفتي و لذت زندگي را ابراز دارد . طباخي اش را با موسيقي جاز مقايسه مي كند و از نظر طراحي ، ظرافت سيال و لحظات سكوت ، شباهتهايي مي بيند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

چه چيزي محيط حمايت كننده براي خلاقيت به وجود مي آورد ؟

ابعاد بسياري دراين مقوله قرار ميگيرند : ناراضي بودن از وضع موجود ، همواره به دنبال بهبود بخشيدن و يا راههاي بهتر براي انجام كارها بودن ، تشخيص اين كه تكنولوژي ، ابزار رقابتي است كه مي تواند دستيابي به محصولات مشكل را ممكن مي سازد . در چنين محيطي ، ريسك حساب شده اي پذيرفته مي شود و بوروكراسي در حداقل ميزان است  (حائری زاده , 1381).

اسكچل[2] تفكرخلاق را معلول برخورد و ارتباط وسيع فرد با محيط مي داند ، به نظر او فرد براي تسلط بر محيط به خلق و ايجاد افكار تازه مي پردازد . تجربه درمعني عاميانه شايد نه تنها عامل بروزخلاقيت نباشد بلكه مانع آن نيز بشود . تجربه درمعني عاميانه بيشتر برعادت وخوگيري[3] دلالت دارد .خوگيري يعني فقدان واكنش جهت يابي به محركها .

درمقابل پديدة خوگيري ،حساس سازي يعني تقويت واكنش به يك تحريك قرار دارد . افراديكه فكرشان باز است كمترتحت تأثير عادات و تلقينات قرار ميگيرند و بهتر مي توانند محيط اطراف خود را بشناسند و به خلق افكار وعقايد تازه مبادرت كنند ( مقصودي ,1381) .

  1. Michael Bras
  2. Schaehtel

1-. Habituatie

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی-دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و سن :

درخصوص رابطه سن و خلاقيت گزارشهاي مختلف و بعضاً متضادي داده شده است ، به عنوان نمونه يك آمار ، اوج خلاقيت را سن شصت سالگي نشان مي دهد و آمار ديگر بچه ها را خلاق تر معرفي مي كند . اين درست است كه بعضي افراد با بالا رفتن سن خلاق تر مي شوند و عده اي برعكس ، هر چه سنشان بيشتر مي شود خلاقيتشان كمتر مي شود و دليل اين امر درنحوة استفاده از تجربه است . به اين معنا كه اگر چه يادگيري از تجربه ها مفيد ولازم است ، اما عده اي عادت مي كنند كه تجربه هايشان را به موارد ديگركه زياد هم به موضوع مرتبط نيست ، تعميم دهند و لذا همين تجربه به جاي اينكه ذهن فرد راخلاق تر كند ، موجب كليشه اي شدن تفكر وي شده و نهايتاً هر چه بالاتر مي رود ، تجارب قبلي تبديل به قالب هاي كهنه تر و ريشه دارتر مي گردد .  اين وضع وقتي وخيمتر مي شود كه تجارب غير واقعي را به موضوعات ، غيرمرتبط واقعي سرايت دهيم ،چون سيستم اعصاب مغز تجربه غيرواقعي را ازخيالي تشخيص نمي دهد.

بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت : اگر فرد از تجارب خود درست استفاده كند و محيط مناسبي داشته باشد ، هرچه سنش بالاتر رود بايد خلاق تر شود (صمد آقایی, 1383).

شواهد علمي مبني بر اين كه خلاقيت از سن تمرد مي كند بوسيله پروفسورها روي سي لهمان [1] استاد دانشگاه  اوهايو مورد تحقيق قرار گرفته است . يكي از مطالعات وي بزرگاني را كه در زمان خويش ايده هایي كه اهميت جهاني داشته خلق كرده اند، مورد بررسي قرار داده است از 1000 موقعيت خلاق كه پروفسور لهمان ذكر نموده است متوسط سني كه اين ابداعات در آن سن واقع گرديده 74 سال بوده است . ( اسبورن، ترجمه : قاسم زاده ، 1368)

در رابطه بین سن و خلاقیت می توان گفت؛ اگر فرد از تجارب خود استفاده کند, و محیط مناسبی هم داشته باشد با افزایش سن , خلاق تر می شود. در غیر این صورت با بالا رفتن سن از خلاقیت وی کاسته خواهد شد (کیا ,1386).

[1]– Harvey c. lehman

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

:اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

نظريه هاي خلاقيت :

محققين وصاحب نظران درطول تاريخ نظريه هاي فراواني درخصوص خلاقيت داده اند ، اما مهمترين و معروفترين آنها عبارتند از :

1- نظريه نبوغ ذاتي             genius

2- نظريه رفتار گرايان     nothing     new

3- نظريه افزايشي         incre   mental

4- نظريه ناگهاني             aha

پيروان نظريه نبوغ ذاتي معتقدند خلاقيت ذاتي است و قابل آموزش نيست در حالي كه امروزه كاملاً ثابت شده است كه خلاقيت هم قابل آموزش است و هم قابل پرورش .

پيروان نظريه رفتارگرايان معتقدند، هيچ چيز جديد نيست ؛ بلكه مجموعه عناصر قديم هستند درلباسي نو ، اين گروه خلاقيت را درتمامي ادوار تاريخ ، تركيب اجزاء و عناصر موجود يك كليت جديد مي دانند. به همين دليل ثبت اختراعات درگذشته به لحاظ قانوني همواره مشكلاتي در برداشته است . مراجع قانوني با تجزيه اختراعات به اجزاي تشكيل دهنده آنها ،  آسان بودن عمل تركيب جديد يا اجزايي كه از قبل موجود بوده را صادر مي كردند ، بنابر اين ، بسياري از درخواست هاي ثبت اختراع را نمي پذيرفتند. مثلاً ،طبق اين نظريه پاستور چگونگي سرايت امراض را كه اطباء از قبل مي دانستند و يا وجود موجودات ريز ميكروسكوپي را كه از زمان اسپا لايزافي شناسايي شده بود ، يك اكتشاف شناخته نمي شود چون وي فقط اين پديده را به همديگر ارتباط داده است !

همچنين آنها معتقدند لاوازيه ترازو را اختراع نكرد، چون انواعي از ترازو از قرنها پيش كاربرد داشته است

پيروان نظريه افزايشي معتقدند : خلاقيت و راه حل هاي خلاق طي فرآيندي به تدريج تكميل ، كنترل و هدايت مي شوند و به من انسان خطور مي كند ، بر عكس نظريه ناگهاني كه مي گويد راه حلهاي جديد ناگهان و در يك آن به ذهن مي رسد .

اما پيروان نظريه ناگهاني معتقدند : خلاقيت و راه حلهاي خلاق ، بدون برنامه و پيش بيني به صورت غير قابل كنترل ، غير مترقبه و ناگهاني به ذهن مي رسند و اين زماني است كه فرد مي گويد : آهان ! جواب مسأله را يافتم  (صمدآقایی , 1383).

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه روانشناسی ب–بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

مكتب انسانگرا:

انسان گرايي از جمله مكاتبي است كه به خلاقيت توجه خاصي نموده است . انسان گرايان خلاقيت را تنها به امور خارق العاده نسبت نمي دهند .

آنها معتقدند خلاقيت نه تنها دست آوردها ، بلكه فعاليتها ، فرآيندها و نگرش ها را هم در برمي گيرد . انسان گرايي تأكيدخاصي برارتباط خلاقيت يا سلامت رواني ، خود شكوفايي و كمال انسان دارد ؛چنانكه مازلو[1] اعتقاد دارد اين رابطه به قدري عميق است كه ميتوان گفت : اين واژه ها مفهوم واحدي دارند .راجرز معتقد است : انگيزة اصلي خلاقيت ،گرايش انسان به فعال ساختن خويشتن ، كشش به سوي گسترش ، رشد، پختگي ،گرايش به آشكار سازي و به كارانداختن همه قابليتهاي ارگانيسمي خويشتن است .بنابر اين فرد خلاق كسي است كه استعداد بالقوه انسان بودنش كامل است (حسینی, 1381).

برمبناي نظريه انسان گرايان شرايط دروني خلاقيت را نمي توان تحميل كرد.

همانگونه كه نمي توان تحميل كردكه بذركاشته شده را به زور رشد داد . براي رشد خلاقيت بايدبا ايجاد شرايط بيروني امكان ظهورتوانايي بالقوه افراد را فراهم نمود . شرايط اصلي دراين زمينه آزادي وامنيت رواني است .آزادي كامل زماني محقق مي گردد كه فرد دربارة آنچه درعميق ترين قسمت خويشتن خود هست بينديشد ، احساس كند و همان باشد  (حسینی, 1381).

براي خودشكوفايي چندشرط لازم است ،كه براي خلاقيت نيزاين شروط ضروري است :

1- آزادي از قيد و بندهاي اجتماعي ( عادت )

2- عدم آشفتگي و نگراني از عدم ارضاء كامل نيازهاي پايين تر

3- اعتماد به خود و ديگران و دوست داشتن ، دوست داشته شدن

4- خود آگاهي ، آگاهي از نقاط قوت و ضعف خويش

بسياري از مديران عقيده مازلو را كه عاليترين انگيزش انسان ، نياز به خود شكوفايي يا منبع بالقوه رضايت شغلي است ، پذيرفته اند ( مقصودي, 1384 ).

تعريف آفرينندگي ازنظر راجرز : عبارت است ازظهوريك فرآورده و ارتباطي نوظهور در عمل ،كه ازيك سو از بي همتايي فرد سرچشمه مي گيرد واز ديگر سو از مواد ، رويدادها ، مردم ،يا اوضاع و احوال زندگي او .انگيزه اصلي آفرينندگي ظاهراً همان گرايش است كه ما آن را بگونه اي بسيار ژرف ، به صورت نيروي شفا بخش درروان درماني كشف كرده ايم .گرايش انسان در به فعليت در آوردن خويشتن ، تا نيروي بالقوه خود شود .

اين گرايش در هر فردي وجود دارد و تنها در انتظار شرايطي مناسب براي رها شدن وآشكار گرديدن است . همين گرايش ارگانيسم به ايجاد پيوندهاي با محيط و تلاش براي به كمال رساندن خويشتن است ، كه انگيزه اصلي براي آفرينندگي را به وجود مي آورد . جوهر اصلي آفرينندگي ، نوظهور بودن آن است . هنگامي كه فرد نسبت به همه تجربه هاي خويش باز است ، در آن حال رفتارش آفريننده خواهد بود و مي توان اطمينان داشت كه آفريننده ذاتاً زنده باشد (  مقصودي 1384).

2.Maslow

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه روانشناسی با موضوع:اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

مكتب عصب شناسي :

نظريه عصب شناسي را شايد بتوان يكي از جديدترين ديدگاهها دانست . در اين ديدگاه رابطه خلاقيت با مغز و امواج مغزي مورد بررسي قرار مي گيرد . پژوهشهاي زيادي راجع به نقش نيمكره هاي مغز و زمينه هاي فكري انجام گرفته است . تحقيقاتي كه وظيفه مغزچپ و راست راجستجو مي كنند ، دو فرآيند فكري را مشخص كرده اند :

نيمكره چپ با اطلاعات شفاهي سروكار دارد و تفكر انتقادي راتنظيم مي كند و مسؤول خواندن رمزها ، زمان و رياضي به شيوة منطقي ، تحليل و متوالي است ، درحاليكه نيمكره راست با اطلاعات تصويري و شنوايي سروكار دارد و مسائل و عقايد قديمي را به شيوة جديد دوبارة تنظيم ميكند . مغز راست با استعاره ها ، شكلها ، شهود و تحليلها عمل مي كند (حسینی , 1381).

افرادخلاق هر دو فرآيند فكري را با يكديگر تركيب مي كنند ؛ زيرا درخلاقيت ها به هر دو جنبة فكري نياز است . هرچند برخي از محققان معتقدند درتفكر خلاق ، نيمكره راست نقش اصلي را دارد و ادغام وظايف دو نيمكره لزومي ندارد و حتي مي تواند اثر منفي داشته باشد . زيرا تفكرخلاق و منطقي نمي تواند به طور همزمان ، دربالاترين سطح خودعمل كنند ، بنابراين خلاقيت با توجه به تقويت نيمكره راست مغز شكوفا مي شود (حسینی ,1381).

آخرين مطالعات « ندهرمن[1] » نشان مي دهد كه فعاليتهاي مغزدرچهار ناحية آن متفاوت است و افراد مختلف گرايشهاي متفاوتي دارند ، كه درارتباط با فعاليتهاي هر يك ازنو احي چهارگانه مغز است (صمدآقایی ,1383).

مكتب روان سنجي : اين مكتب به خلاقيت از زاويه آزمون ها مي نگرد و تلاش مي كند با مقياس هاي كمي خلاقيت را در افراد اندازه گيري كند . بنابر اين خلاقيت برحسب چگونگي عملكرد روي مواد يك دست بيان مي گردد . از پيشروان مهم اين مكتب گيلفورد است ، او خلاقيت را عبارت از تفكر واگرا مي داند ، تفكر واگرا يك جستجوي ذهني اي است كه به دنبال تمام راه حلهاي ممكن براي يك مسأله است و در مقابل تفكرهمگرايي قرار دارد كه به دنبال يك جواب صحيح براي مسأله مي گردد ، قرار دارد . هنگام حل مسأله فكر همگرا با دقت و در چارچوب معيني و بر اساس اطلاعات مقدماتي به بررسي و نتيجه گيري مي پردازد و راه حلي ارائه مي نمايد كه اصولاً جديد نيست و قبلاً آزمون شده و در صحت آن نمي توان ترديد كرد . اما تفكر واگرا راههاي تازه اي براي حل مسأله پيشنهاد مي كند . گيلفورد براي تفكر خلاق ، ويژگيهايي قائل است كه آزمونهاي خويش را براساس آن تنظيم مي كند . اكثر آزمونهاي خلاقيت براساس و براي اندازه گيري اين ويژگيها ساخته شده اند (حسینی, 1381).

و بالاخره:

روانسنجان می گویند: خلاقیت آن صفت روانی (ذهنی ) است که بتوان با ابزار خاصی آن را اندازه گیری کرد.

روان شناسان معتقدند که خلاقیت فرایندی شناختی است که شامل حل خلاقانه مسائل می شود.

در علم بیوگرافی(شرح حال نویسی) خلاقیت، را داستانی از زندگی قلمداد می کنند. تاریخچه موردی از خلاقیت افراد مورد سئوال که تحت مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.

در علوم زیستی (زیست شناسی ) خلاقیت یک صفت قابل اندازه گیری است که بر تغییرات روانشناختی که در طی حل خلاقانه مسئله اتفاق می افتد دلالت دارد.

در علوم محاسباتی(رایانه ای) خلاقیت به عنوان کامپیوتری است که می تواند به صورت فرمول نوشته شده و قالب بندی شود.

در علم کلام (متون) خلاقیت به عنوان متنی است که مبتنی بر فرهنگ جامعه و تکامل پذیری است.

در علم فیزیک خلاقیت بصورت یک محیط فیزیکی محسوب می شود. ( سیگل 2000، ترجمه: عزیز زاده)

1.Ned  Herrman

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه روانشناسی با موضوع:اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

مكتب گشتالت :

بر طبق نظريه شناختي خلاقيت وحل مسأله خلاق به عنوان يك روش تازه درمسائل جديد است . حل مسائلي كه شخص براي آن جواب مشخصي ندارد ، يعني قبلاً راه انجام آن را ياد نگرفته است .

ازديدگاه گشتالت ما همه ظرفيت تفكرخلاق را داريم . بنيان تفكرخلاق از ديدگاه گشتالت مبتني بركل گرايي است كه پديده ها را برپاية ويژگي هاي كلي آن تبيين مي كند . نظريات اساسي اين مكتب پيرامون خلاقيت توسط « ورتها يمر » مطرح شده است .او معتقد است كه تفكر پيرامون حل مساله بايد شكل كلي داشته باشد ، يعني موقعيت به عنوان يك كل درنظر گرفته شود ، وقتي اساس و ماده اصلي حل مسأله درك شود ، ميتوان آن را به شرايط ديگري انتقال داد و اين تنها راه تفكر خلاق است (مقصودی, 1384).

براساس نظريه گشتاست ، يادگيري پديده اي شناختي است در فرآيند يادگيري ، يك سازماندهي مجدد ادراكي ميداني وجود دارد . پس از وقوع يادگيري ، شخص موقعيت را از دريچة جديدي مي نگرد . سپس با طرح تعدادي فرضيه ، احتمالات را براي حل كردن مسأله از نظري مي گذراند و ناگهان راه حل را مي يابد .

روانشناسان گشتالتي به اين پديده « بينش[1] » مي گويند . اين همان مرحلة اشراق در مراحل خلاقيت از ديدگاه والاس مي باشد ( مقصودی, 1384).

يكي از جلوه هاي خلاقيت استفاده از آموخته هاي قبلي درراه حل مسائل گذشته ، براي حل مسائل جديد مي باشد . اين رويه را در روانشناسي گشتالت ، جابجائي يا انتقال مي نامند . ازجلوه هاي ديگر تجلي خلاقيت درنظريه گشتالت تفكر بارور مي باشد . ورتهايمر درآخرين كتاب خود به نام بارور ، سه نوع تفكر ( a.b .g ) را ار يكديگر متمايز كرد :

نوع a بارورترين تفكر است . اين نوع تفكر مستلزم فرآيند تمركز وتمركز مجدد است . درفرآيند تمركز ، فرد ، ديد مجزايي نسبت به موقعيت كسب مي كند ، به طوري كه آن را به صورت عيني و به صورت يك كل مي بيند . درفرآيند تمركز مجدد ، ديدگاه جديدي اتخاذ مي شود كه شامل روش جديد نگاه كردن به مسأله است و در نهايت به راه حل ميرسد و تفكر نوع g كاملا نابارور است و نوع b تا اندازه اي بارور و تا اندازه اي نابارور است ( مقصودي , 1384).

  1. Insigth

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه روانشناسی :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

چهار نوع نوآوري :

چهار نوع اصلي نوآوري ( حاصل يا نتيجه نوآوري ) وجود دارد : محصول ، فرآيند ، بازاريابي و مديريت.

1- نوآوري محصول: به محصولات يا خدمات جديدیا ارتقاي محصولات و خدمات قبلي ، مي انجامد.

2- نوآوري فرآيند : به فرآيندهاي بهبود يافته در سازمان – براي مثال ، در بخشهاي عمليات ،  مديريت منابع انساني يا امور مالي – منتج مي شود . اين نوآوري بر بهبود اثر بخشي و كارايي تأكيد ميورزد .

3- نوآوري بازاريابي : به كاركردهاي بازاريابي تبليغ ، قيمت گذاري ، توزيع و همچنين ديگركاركردهاي محصول به غير از توسعه محصول ( مانند : بسته بندي يا تبليغات ) مربوط مي شود .

4- نوآوري مديريت : روش مديريت سازمان را بهبود مي بخشد . تجديد ساختار در شركت يك نوع نوآوري مديريت به شمار مي رود (هيگنيز ، احمد پور ، 1383).

چهار P خلاقيت و نوآوري :

براي ارتقاء سطح نوآوري و خلاقيت ، شناخت چهار P داراي اهميت است :

محصول[1] ، امكانات [2] ، فرآيند [3] (تكنيكها) ، و خلاقيت فردي و گروهي 8.

(چگونگي رابطه چهارP با يكديگر )

الف)  محصول : نتيجة فرآيند خلق يا نوآوري است . محصول مي تواند يك شيء فيزيكي ، يك خدمت و يا ارتقاء هر يك از اينها ، يك فرآيند براي افزايش اثر بخشي و يا كارآيي . يك روش نوآورانه تر بازاريابي ، يا روش بهتر مديريت باشد . محصول براي اينكه يك خلاقيت واقعي باشد بايد داراي ارزش باشد نه اينكه صرفاً اصيل و بديع باشد براي اينكه نوآوري به حساب آيد بايد داراي ارزش معني دار و قابل توجهي باشد . چگونه مي توان فهميد كه چه چيزي به طور بالقوه داراي ارزش قابل ملاحظه است؟

گاهي به وسيله تجزيه و تحليل ، گاهي به وسيله درك مستقيم و شهود .

ارزش يك امر نسبي است كه هم به سيستمهاي ارزشي شخصي يا سازمان ارزياب و هم به زماني كه خلاقيت صورت مي گيرد ، بستگي دارد.

ب) امكانات : براي اينكه نوآوري روي دهد امكانات لازم براي خلاقيت و نوآوري بايد وجود داشته باشد . اگر در شرايط مطلوبي به سر نبريد هر قدر هم كه داراي استعداد خلاق باشيد و هر قدر هم كه از دانش بالايي برخوردار باشيد ؛ قادر نخواهيد بود نوآوريهاي چنداني خلق كنيد . اگر فرهنگ سازمان ، به وسيع ترين معناي كلمه از نوآوري حمايت نكند و حتي به آن نياز نداشته باشد بعيد است كه خلاقيتي صورت پذيرد .

ج) فرآيند : تكنيكهاي متعددي را مي توان براي افزايش خلاقيت حل مسئله در يك سازمان ، به كار بست . فراگيري اين تكنيكها مستلزم صرف وقت و تلاش است . ولي مي توان مهارت كافي را به دست آورد اين فرآيندها در جهت افزايش خلاقيت در تمامي مراحل فرآيند حل مسئله سوق دارند .

د) خلاقيت فردي و گروهي : افزايش خلاقيت فردي تلاش دو جانبه اي را مي طلبد . افزايش استفاده از نيمكره راست مغز  ( نيمكره چپ در مورد چپ دستها ) به منظور بالا بردن ميزان شهود و درك مستقيم، ورها سازي خود از قيد و بندهاي اجتماعي بودن كه خلاقيت شما را محدود كرده است . رها سازي خود از قيد و بند نه تنها شامل اجتماعي كردن مجدد بلكه شامل عادتهاي جديدي نيز مي گردد كه به خلاق تر شدن كمك مي كند . فرد در داخل گروه ايفاي نقش مي كند و بنابر اين ، مديريت عوامل پوياي گروه به منظور افزايش خلاقيت ، بسيار حائز اهميت است (هيگنيز ،  ترجمه: احمد پور 1383 )

خلاقيت ، نوآوري ، ابتكار ، ابداع و تازگي :

درميان عموم مردم واژه هاي خلاقيت[4] ، نوآوري[5] ، ابتكار[6] ، ابداع[7] ، اختراع[8] و تازگي6 همگي به يك معنا به كارمي روند اما دركتب تخصصي و در نزد افرادصاحب نظر و متخصص ، هريك از آنها مفهوم تعريف وكاربرد جداگانه اي دارد كه عبارتند از :

ابتكار: فرآيند ايجاد هر چيز جديدي كه قبلاً وجود نداشته است .

خلاقيت : فرآيند ايجاد هر چيز جديد با ارزش .

نوآوري : فرآيند ايجاد هر چيز جديدي كه براي فرد ، گروه ، سازمان ، صنعت يا يك اجتماع ، ارزش مهمي داشته باشد (صمد آقایی , 1383).

خلاقيت و نوآوري با هم يك نقطه اي اشتراك دارند، ولي داراي مفاهيم يكساني نيستند.

نقطه ي اشتراكي اين دو تازگي آنهاست. ( ميرميردان، 1385)

خلاقيت يعني ارائه فكر و  طرح نوين براي بهبود و ارتقاء كيفيت يا كميت فعالتيهاي سازمان، افزايش توليدات يا خدمات ، كاهش هزينه ها، توليدات يا خدمت از روش بهتر توليد يا خدمات. ولي منظور از نوآوري همانا ارائه محصول ، فرايند يا خدمات جديد به بازار است ، نوآوري، خلاقيت متجلي شده و به مرحلة عمل رسيده است . به عبارت ديگر نوآوري بكارگيري توانايي ، فكر يا مفهوم جديد است . (اينترنت ، زارعي 1379)

ابداع : اين واژه به معني آفرينش يا پديد آوردن چيزي از نيستي يا پديد آوردن چيز از ناچيز است و بالطبع فقط براي خداوند سبحان قابل اجراست چون تنها خداوند است كه همه چيز را از عدم و نيستي مي آفريند و در اين خلاقيت از هيچگونه الگويي استفاده نمي كند .

اختراع : هر گاه ايدة جديدي در ذهن مخترع به وجود آيد و بر روي نقشه پياده شود و يا نمونه اي از آن ساخته شود ، آن ايده تبديل به اختراع ميگردد و تا زماني كه در ذهن فرد است و عينيت بيروني نيافته است ، اختراع محسوب نمي شود .

تازگي : تازگي به معني خلق يا پديد آوردن چيزي نيست ، بلكه بيشتر بعد زمان در آن مطرح است ، به عبارت ديگر هر چيز تازه اي خلاقيت نيست ، اما هر خلاقيتي يك چيز تازه دارد .                                         خلاقيت = تازگي + ارزش (صمد آقايي , 1383).

خلاقيت متشكل از عناصر و اجزاي مختلفي است . آمایلي رئيس مركز پژوهشهاي بازرگاني دانشگاه ها وارد سه عنصر: مهارتهاي مربوط به قملرو يا موضوع ، مهارتهاي مربوط به خلاقيت و انگيزده را اجزاي اصلي خلاقيت مي داند . ( سعيدي كيا ، 1385)

خلاقيت انگيزش بسيار مهم است ، زيرا بيشتر افرادي كه خلاق تشخيص داده شده اند خلاقيت خود را از اين منبع بدست آورده اند.

انگيزش به معني صرف وقت و تلاش كردن براي خلاق تر شدن است.

انگيزش به معني ميل به صرف كردن وقت تا پنج ساعت در هفته به منظور پيدا كردن راهي . بهتر براي انجام كار، در حالي كه ديگران شايد براي اينكار پنج دقيقه در هفته وقت صرف نكنند. يك جنبه مهم انگيزش اشتياق بر توقف و نظر انداختن به چيزهايي است كه هيچكس ديگر زحمت نگاه كردن به آنها را به خود نداده است .

اين فرايند ساده تمركز روي امكاناتي كه معمولا قابل قبول پنداشته شده اند. منبع نيرومند خلاقيت است ، حتي وقتي كه استعداد خلاق ويژه اي براي اين تمركز جديد به كار نرفته باشد (دوبونو، ترجمه: بصيري و غفاري پور، 1382)

  1. 5. Product

6.Possibilities

  1. Processes

8-Personal and group creativity

1.Creativity                           6.Novelty

  1. Innovation

3.Originality

4.Creation

5.Invention

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد