پایان نامه آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی


دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

نظام آموزش و پرورش سنتی: م

 

 

 

 

 

 

برخی مسائل فرهنگی در هر جامعه می تواند مانعی بر سر راه بروز خلاقیت باشد به عنوان مثال جامعه امریکا بر تعلیم و تربیت منطقی تاکید کرده و تجربه عواطف بویژه در جستجوی حقایق بودن را سرکوب می کند .

در صورتی آگاهی عاطفی و ابراز آن برای کسب دستاوردهای خلاق مفید و موثر شناخته شده اند(کیا , 1386).

بر عکس این عقیده اسلام اعتقاد به تعادل , جبر و اختیار دارد و در قرآن آمده است که سرنوشت هیچ قومی تغییر نمی کند مگر آنکه آنان خود متغیر شوند و آنچه را که در خودشان است تغییر دهند (کیا, 1386).

2– خيال پردازي به معني وقت تلف كردن ، تنبلي و حتي ديوانگي است

3- بازي و بازي گوشي فقط مال بچه هاست

4- منطق ، عمل گرايي ، عدد و رقم و محاسبه خوب است ، اما احساس ، هيجان و كشف و شهود و غيره اموري عادي و طبیعي نيست :

5- ترجيح دادن سنتها به تغيير و تحولات

6- هرمشكلي با پول وتفكر علمي حل ميشود (میرمیران، 1385).

و- موانع تاریخی: مثل تفکرات منفی که در طول تاریخ مانع از بروز خلاقیت در افراد شده است مثلا وجوداین عقیده در یونان باستان که تاکید می کرده «تاریخ تکرار می شود. » و به همین دلیل باعث می شد تا افراد تصور کنند تلاش هایشان بی نتیجه خواهد بود (کیا , 1386)

د- موانع فردي خلاقيت :

1- موانع بيولوژيكي : عده اي از دانشمندان معتقدند كه استعداهاي خلاق جنبه ارثي دارند . پس استعداد در ژنتيك افرادي خاص است و فقط آنها مي توانند خلاق باشند البته اين كه ژنها در ميزان هوش نقش اساسي دارند شكي نيست ولي اين امر دليلي قانع كننده نيست كه ديگران نتوانند خلاقيت و نوآوري داشته باشند (امیرحسینی, 1384).

2- موانع رواني : مهمترين و شايعترين موانع درراه پرورش تفكر خلاق ، موانع رواني است كه اهميت آن به مراتب بيشتر ازموانع تاريخي ، بيولوژيكي ، فيزيولوژيكي و اجتماعي است. دربروز اين موانع خود فرد عامل اصلي است .اوست كه با گفتن « نمي دانم » و« نمي شود » ، « تحقير مي شوم » ، « طرد مي شوم » ، « بد است » ، مسخره و تنبيه مي شوم ، طرد مي شوم ، مانع خلاقيت خود مي شود (امیرحسینی , 1384).

3- موانع احساسي هيجاني خلاقيت :

1- ترس از شكست يا ريسك گريزي.

2- عدم تحمل مسائل مبهم.

3- تمايل به قضاوت در مورد ايده ها ، در مقابل توليد ايده هاي جديد.

4- ناتواني در سپردن موضوع به ضمير ناخودآگاه.

5- نداشتن هيجان ، شور و رقابت پذيري.

6- ضعف خيال پردازي و ناتواني در تشخيص واقعيت از خيال

7- ترس از ابراز وجود يا قضاوت ديگران واقعاً مي تواند جلوي خلاقيت را بگيرد .

8- احساس بيگانگي با مسأله .

9- ابهام يا پريشاني خود خواسته

10- خواسته هاي حقير و ناچيز

11- مطابقت : به علت ترس ازمتفاوت بودن با ديگران به وجود مي آيد و اين احساس كه فرد درراهي قدم برداشته كه كس ديگري درآن مسير نبوده است . و او تنها چنين اقدامي راكرده است پس شايد كار درستي نكرده است مانع بزرگي در تحقق و ظهور خلاقيت است . افراد براي همخواني با ديگران سعي مي كنند در چارچوبي عمل كنند كه ديگران عمل كرده اند و اين نمي تواند منجر به ابتكار عمل گردد (میرمیران، 1385).

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و آموزش :

خلاقيت چيزمرموزي نيست كه فقط دراختيار عده اي خاص باشد ، هركسي مي تواند آن را فرا گيرد اما توسعه اين قابليت و تبديل آن به مهارت ، عمدتاً توسط پدر و مادر ، معلمان ، رؤسايي كه قواعد و قوانيني را درباره رفتارهاي قابل قبول تجويز ميكنند ، خنثي و بي نتيجه مي شود و از آنجايي كه فقط تعداد كمي از رفتارها مجاز شمرده مي شوند ، خلاقيت سركوب مي گردد  (هیگینز, ترجمه : احمدپور , 1384).

خلاقيت مي تواند به صورت تصاعدي و افزايشي باشد كه  طي گامهاي كوتاه رو به جلو روي دهد ، نظيرتحقيقات دراز مدت و بسيار دقيقي كه به اختراع واكسن فلج اطفال انجاميد . عكس اين قضيه نيز صادق است و خلاقيت مي تواند با گامهاي بلند وجهشي صورت پذيرد كه طي آن بسياري ازحلقه ها درزنجيرة تكامل مفاهيم ، با يك تلاش يكباره اي پشت سرهم گذرانده ميشود . بسياري از قابليتهاي كامپيوتر شخصي مكنتياش شركت اپل كامپيوتركه سيستم بسيارپيشرفته اي به شمار مي رفت در زماني كه به جهانيان معرفي شد جهش بزرگي در فن آوري بود  (هیگینز, ترجمه : احمدپور , 1384).

در بروز خلاقیت, تحصیلات عامل اساسی نیست . بسیار دیده می شود افرادی که تحصیلات رسمی نداشته اند خلاقیت هایی از خود بروز داده اند که در افراد با تحصیلات بالا و عالی مشاهده نشده است (کیا ,1386).

لزومي ندارد كه حاصل تلاش خلاقيت آميز، يك شئ فيزيكي باشد ، بلكه مي تواند يك فكر ، ارتباط بين وقايع ، يك بينش ، يايك فرآيند كارآمدتر و مؤثرتر و يا يك محصول يا خدمات جديد باشد . هر يك ازاينها هنگامي كه بطوركامل ابراز شوند داراي ارزش خواهند بود ( هيگينز ، ترجمه: احمد پور ، 1383)

خلاقيت خلق الساعه نيست ، براي آن برنامه ريزي لازم است تفكر مثبت وجستجوگر نيازدارد ، درحين آموزش مخاطره پذيري ضروري است . نگرشي كه درپي گزينه هاي ديگر باشد . انعطاف و توانايي ذهني گسترش يابد . هدف اصلي آموزش جمع آوري دانش نيست ، بلكه يادگيري تفكر خلاق ، خودآموزيو ودر پي پاسخ دادن به سوالهايي است كه هنوز بررسي نشده اند( حائري زاده ،  1381 ).

زماني خلاقيت به عنوان خصيصه ي منحصر به فرد و ذاتي درنظرگرفته مي شد ، ولي امروزه برخي ازمكاتب فكري معتقدند كه خلاقيت قابل آموزش و يادگيري است (احمدپور, 1383).

آموزش دادن تفكر خلاق آموزش دادن مهارت است . يعني آموزش ابزارهايي كه به آساني مورد استفاده واقع مي شوند ولي با وجود سادگي نيرومندند . براي نشان دادن این كه اين ابزارها چگونه موثر واقع مي شوند لازم است مثالهاي زيادي ارائه شود . بايد تمرين هاي زيادي داده شود. اين تمرين ها بايد هميشه آميزه اي از نمونه هاي مغاير باشند كه با موضوعات مورد علاقه كساني كه مورد آموزش هستند، مستقيما مربوط نباشند . (دوبونو، ترجمه غفاري پور و بصيري، 1382)

خلاقيت و آزمون : آزمونهاي قدرت خلاقانه ، شناخته شده ترين نوع سنجش خلاقيت هستند آنها از روي آزمونهاي سنجش هوش الگو برداري شده اند و به طوركلي در بسياري از روشها مانند هم هستند . بيشتر آنها آزمونهاي كاغذ و مدادي هستند كه به امتحان شونده مسائل سختي داده مي شود تا در زماني مشخص آنها را انجام دهد (فیض بخش , 1381)

تئوري ساختارذهني گيلفورد ( 1956) نقش اساسي درروشن كردن توانائيهاي ذهني دارد كه در افكارخلاقانه دخيل هستند و درنتيجه درامتحانات خلاقيت بايد اندازه گيري شوند ، به طورخاص ، توانايي درگير شدن در افكار مختلف محك اصلي به كار برده شده دراكثر امتحانات است . اگر چه لازم به ذكر است كه گيلفورد نمي گويد : كه افكار مختلف با خلاقيت مترادف نيست . افكار مختلف را ميتوان اين طور تعريف كرد : توانايي توليد ارتباطات غيرمعمول يا جزئي براي سؤال محرك بر خلاف افكار متقارب كه روي يك راه حل درست مسأله منطقي ، به ترتيب و متمركز هستند .يكي از شناخته شده ترين امتحانات افكار مختلف ، امتحان استفاده از غيرمعمولهاي تورنس است . كه درآن از افراد خواسته مي شود تا درباره هر تعداد راهي كه مي شود از يك شيء معمولي ( مانند گيره كاغذ) استفاده كرده ، فكر كنند (فیض بخش , 1381).

در اوايل دهه 1960 ، تورنس تعدادي از آزمون توانايي خلاقيت طرح كرد ( امتحانات تورنس دربارة تفكرات مختلف يا TTCT ) كه احتمالاً بيش تر از ديگر آزمونها به كار برده شده اند اين آزمون ها كه براي مسائل تحصيلي تهيه شده اند بيشتر امتحانات كتبي و شفاهي هستند . از امتحان شوندگان خواسته مي شود كه در مدت زماني معين هر تعداد كه مي توانند پاسخ هاي غير معمول و هوشمندانه ارائه دهند (فیض بخش 1381).

آزمون خلاقيت درسنين متفاوت نشان ميدهد كه درچهل سالگي 2 0/0 از افراد خلاق بودند ؛ در سي سالگي 2 0/0 ، در 25 سالگي 2 0/0 ، در 17 سالگي 10 0/0 ، اما در 5 سالگي 90 0/0 آنها خلاق بودند (حائری زاده, 1381).

 خلاقيت و كارآفريني : بطوركلي متغيرهاي مربوط به كارآفرين وكارآفريني علاوه بر رويكردهاي جامعه شناختي مورد مطالعه و توجه دانشمندان و صاحب نظران روان شناسي نيز قرارگرفته است .يكي ازاين متغيرها كه مورد توجه روان شناسان دراواسط قرن 20 توجه خود را به تجزيه و تحليل فرد معطوف داشتند و اكثرآنها به دنبال كشف پاسخ اين سؤال بودند كه كدام ويژگيهاي فردي كارآفرين است كه وي را از غيركارآفرين تمايز ميسازد و هدف روان شناسان درواقع كشف چگونگي ايجاد ويژگي هاست . روان شناسان كارآفريني را به عنوان محصول رفتارهاي انسان مانند تصميم گيريها ، افكار و عملكردها درنظرميگيرند و تمامي آنها را تجلي انگيزه ها و نيازهاي غريزي و غيرغريزي مي دانند . بنابر اين آنها تمركز خود را معطوف به شناخت اين انگيزه ها و نيازها كردند . در اين رويكرد عملكرد كارآفرين مورد توجه قرار مي گيرد كه دربرگيرنده رويكرد شخصي نيز مي باشد . دراين ميان مهمترين رويكرد هايي كه بيشتر مورد توجه قرار گرفت : نياز به توفيق، مخاطره پذيري،  تحمل ابهام ، داشتن مركزكنترل دروني ، خلاقيت و استقلال طلبي مي باشد .درهمين زمان بعضي از روان شناسان كه سرشناس ترين آنها « ديويد مك كلند » بوده به طرح نظريه روان شناسي توسعه اقتصادي پرداخت . براساس اين نظريه وي معتقد است كه عامل عمدة عقب ماندگي اقتصاد كشورهاي توسعه مربوط به عدم درك خلاقيت فردي است ، وي به سه نيازتوفيق، قدرت وعاطفه ( احساس تعلق ) درنظريه خود درمورد كارآفرينان معتقد بود (مهرابی, 1385).                                

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و ويژگيهاي شخصيتي :

بازبودن رابطه خلاق و خصوصيات بالقوه انسان باعث شده است تا اين خصوصيات درطيف وسيعي از ويژگيهاي خاص طبقه بندي شود بطوريكه پاره اي ازاين ويژگيها را دريكطرف طيف و ديگر ويژگيهاي متضاد انسان را درطرف ديگر طيف و درمقابل اولي قراربگيرد ، وقتي اين دوگروه از ويژگيها درمقابل همديگر قرار مي گيرند بصورت اضداد درمي آيند . محققين دريافته اند كه اين ويژگيهاي متضاد درافراد خلاق بيشتر به صورت وحدت اضداد جلوه گر است (آقایی فیشایی, 1377)

مفهوم وحدت اضداد را مي توان درتحقيقات « مك كنيون » و « بارون » درانستيتوي ارزيابي و تحقيقات شخصيتها كه دردانشگاه كاليفرنيا در بركلي واضح و روشن است داد.

آنان دريافتند كه افراد فوق العاده خلاق بيش ازهمتايان كمترخلاقشان دروفق دادن خود با تضادهاي دروينشان موفق بوده اند . آنان درآن واحد داراي ويژگيهاي مذكر و ويژگيهاي مؤنث ، مستقل و وابسته ، داراي خودكاري بيشتر و نيزپذيراتر و بازتر نسبت به اين ويژگيهاي متضاد در بين افراد خلاق و از نتايج چنين تحقيقاتي در تعجب اند (آقایی فیشایی, 1377).

« ويليام ميلر» دركتاب « سهم خلاق» ، ويژگيهاي خلاقيت فردي را تحت عنوان SPIRITED [1] برشمرده است . او مي گويد : فكري تازه ؛ عجيب و غريب ؛ متضمن ريسك ، شوخي و لطايف از رفتارهاي بارز آنهاست همچنين پرانرژي ، دلير ، مثبت ، مستقل و مصردرنظريات خویش هستند . به مشكلات به طريق جديد نگاه كرده ، بعضي ازاوقات شكاك بوده و برخورد راحت با پديده ها را نمي پذيرند تمايل به سهيم شدن در افتخارات را داشته و قدرداني ، بيشتر از پول مورد توجه آنان قرار مي گيرد (امیر حسینی , 1384).

« تورنس»[2] ( 1980) بعد ازمطالعة بيست و دوساله خويش ازكودكان و نوجوانان نتيجه گرفت اساس شخصيت افراد خلاق عبارت است از :استقلال انديشه ، شيفتگي فراوان نسبت به مسأله يا فعاليت مورد علاقه شان . او شجاعت ، صداقت ، كنجكاوي ، ميل براي ريسك نمودن را نيز به عنوان صفت بارز افراد خلاق ذكر كرد . ( تورنس 1983 ) به نقل از حسینی, 1381).

ويژگي خاص افراد خلاق درتوانائيهايي است كه درزمينه توليد از خود نشان مي دهند ، يعني با استفاده ازعوامل توليد ، مثل زمين ، نيروي كار و سرمايه كالا يا خدمات جديدي را عرضه مي نمايند . افرادخلاق و نوآور درپي فرصتهايي هستند كه مديران اجرايي نمي توانند آنها را ببينند يا به آنها توجهي نمي نمايند . افراد خلاق يا نوآور از اطلاعاتي استفاده ميكنند كه براي توليد چيزهاي جديد در دسترس همگان قرار دارد ( آقايي فیشایی ، 1377 ).

« استرانبرگ[3] » (1985) افراد خلاق را با ويژگيهاي متمايز زير بيان مي دارد :

1- علاقه به ريسك نمودن دارند .

2- محدوديتها وموانع را قبول نمي كند و براي انجام كارهاي ناممكن تلاش مي نمايد .

3- به فعاليتهاي هنري و موزيك علاقه دارند .

4- داراي توانايي بهره برداري از امكانات محيط پيرامون خويش براي ساختن چيز تازه و منحصر به فرد هستند .

5- سؤالات و فرضيات زيادي راجع به نرمهاي اجتماعي دارند .

6- افرادي كنجكاو هستند .

7- آمادگي طرد شدن و عدم تأييد از طرف ديگران را دارند  (آقایی فیشایی, 1377).

خلاقيت و موانع :

امروز اكثر قريب به اتفاق صاحب نظران و تئوريسين هاي خلاقيت و نوآوري ، معتقدند :

همة افرادكم و بيش فطرتاً خلاق هستند ، اما اگر درجامعه افرادي ديده مي شوند كه اصلاًخلاقيت ندارند ويا عده اي ازخود خلاقيت بيشتري نشان ميدهند ، علتش اين است كه افراد مختلف بطور غيرارادي ممكن است از بدو تولد و بلكه قبل از آن در شرايطي قرارگرفته باشند كه موانع كمتري براي رشد و شكوفايي استعداد بالقوه خلاقيت وجود داشته است  (کیا , 1386).        

1.Spontaneous  , Persitent , Inventive , Rewarding , Inner openness  ,Transecendent , Evaluation , Demoeratie

  1. Torrance

3- Stren  berg

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

–  موانع سازماني خلاقيت :

1– عدم دسترسي به اطلاعات

2- فقدان ارتباط افقي و عمودي مناسب

3- اندازه سازمان

4- ساختار نامناسب سازماني

5- افق زماني كوتاه مدت مديران براي سودآوري

6- تخصيص دقيق هزينه ها عليرغم عدم پيش بيني دقيق درآمدها

7- فقدان سيستم پيشنهادات مؤثر و دقیق

8- فقدان لوازم و ابزار لازم

9- فقدان سيستم تشويق و پاداش هدفمند و منعطف

10- ناسازگاري ، استرس و نارضايتي كاركنان

11- مبارزات و سياست بازيهاي سازماني

12- دلگرمي زياد از حد مديريت

13- اعتقاد به اينكه نوآوري به راحتي به دست مي آيد

14- فشار براي اخذ نتيجه سريع (کیا، 1386).

ج- موانع فرهنگي خلاقيت                                

 به عنوان نمونه ترس از انحراف از قراردادهاي اجتماعي مي تواند يكي از بزرگترين موانع خلاقيت از طر ف دیگر, تعصبات قومی , نژادی و اجتماعی نیز عوامل دیگری هستند که بسیاری از راههای خلاقیت را مسدود می کنند. فرد خلاق می باید فراتر از مرزهای خانوادگی, قومی و نژادی اندیشه کند و باید بداند که این جهان , جهان علت معلول است و نمی توان پدیده های هستی را با خرافات و طالع بینی تفسیر و تعبیر کرد (کیا , 1386).

1-مذهب : بعضي ازمذاهب و فرق بطوركلي يا نسبي و موردي ، خلاقيت و نوآوري را به شكل رسمي و غيررسمي نهي كرده و اموري مثل تكنولوژي را راهي انحرافي يا غير مستقيم ميدانند كه زندگي بشر را به مخاطره مي اندازد . موانع خرافی در قالب مذهب مثل اعتقاد به صبر افراطی که موجب می شود افراد از تلاش برای رفع مشکلات خود و رسیدن به زندگی آرام دست بردارند و بر این عقیده باشند که ه8ر بلا و ظلمی که به آنها می رسد را پدیده الهی بدانند و در نتیجه بسیار منفعلانه با سرنوشت خود و آینده شان برخورد کنند.

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی-دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و خواب :

تحقيقات بسياري وجود دارد كه نشان مي دهد خواب مي تواند تأثير مثبتي در عملكرد انسان داشته باشد و خلاقيت نيز جزئي از آن است . خواب خوب شبانه مي تواند قدرت هوش و فراست انسان را 40/0 افزايش دهد (دانشکده پزشكي دانشگاه هاروارد به نقل از فیض بخش, 1381).

خواب درحافظه وآموختن نيزتأثير به سزايي دارد ، به اين معني كه خواب پديده اي منفعل نيست ، بلكه دركاركرد مغز اثر فعال دارد ، بويژه هنگامي كه چشم حركات سريع مي كند ، با غشاي مغز ارتباط پيدا مي كند .در اين نقطه است كه حافظه تداعي كننده انسان ذخيره ميكند ، همچنين از نظرپردازش نيز تأثيرمثبت دارد . درست مانند بعضي جنبه هاي خلاقيت خواب خوب اين امكان را فراهم مي آورد كه واقعيت ها و تصورات خود راپردازش كنيم و الگوهاي منطقي و منسجمي به وجود آوريم .

مغزدرحال خواب كارگاه اضطراب خلاق ناميده ميشود . كه به تخيل ، استعاره و نمادگرايي تكيه دارد تركيب تفكرجدي و منطقي با تفكر عرضي[1] و رويا ، خلاقيت را تقويت ميكند .نمونهايي بسياري از اين نوع روياي خلاق نزد اشخاص خلاق و موفق تاريخ وجود دارد مشكل اينجاست كه درجامعه جديد غالباً آن قدرمشغوليم كه نمي توانيم به حدكافي بخوابيم (فيض بخش 1381 )

خلاقيت و گروه :

سينرژي : يكي از نظريه هاي اساسي دربارة خلاقيت اين است كه فعاليت هاي خلاق در صورتيكه درگروه انجام شود ، به صورت متزايد درخواهد آمد به اين معني كه اشخاص اگر دسته جمعي كاركنند ، انديشهاي بيشتر يا بهتري توليد خواهند كرد تا به تنهايي ، با وجود اين تك تك اعضاء مي توانند از اكثر فنون خلاقيت نيز بهره ببرند   (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

1.Hateral   Thinking

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و مغز :

مغز انسان كارگاهي است كه انديشه ها و تصورات ما درآنجا شكل مي گيرد . شناخت ما نسبت به نحوة كارشرطي بيست سال گذشته به طرز شگفت آوري افزايشي داشته است . دراينجا پاره اي واقعيت ها و فرآيندهاي مغز و نقش آنها را درتوانايي هاي خلاق خود ملاحظه خواهيم كرد .

كارآيي شگرف مغز انسان از سازمان يافتگي يك نوع سيستم ويژه نشأت مي گيرد كه بي نظمي و آشفتگي ، نظم و ترتیب ايجاد مي كند ، اما بجاي تشخيص نظمي نوين، نظمي  كهنه اي را تحميل مي كند.

سيستم مغز زيست و بقا را ممكن مي سازد و اما ماجراجويي و ريسك را دشوار مي كند.

بنظر مي رسد بر حسب يك برنامه وسيع كاربردي ، مغز بعنوان سيستم حافظه تكراري ، تبعيض گر، خود بزرگ بين و در مرحله بعد سازمان يافته است . مانند هر سيستم ديگري، چنين سيستمي از ويژگيهاي كاربردي مختص خود برخوردار است . در نوع بخصوص اين سيستم عملكردي عالي دارد و در نوع ديگر عملكرد سيستم ضعيف است. ( دوبونو، ترجمه: رضا خاني ، 1376)

نيمكره چپ بخش آگاهتر و منطقي تر مغز به نظر مي رسيد كه فرآيندهاي منطقي وجود انسان را كنترل مي كند (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نيمكرة راست كه به صورت جايگاه تخيل، شوخ و مجموعه نگر مشاهده گرديد كه مشخصة آن ابهام و استعاره است . به اين ترتيب چنين نتيجه گيري شد كه خلاقيت  به نيمكرة راست مغز ارتباط دارد كه ما ظاهراً در محيط عادي كار خود استفاده بسيار اندكي از آن مي كنيم اگر فقط مي توانستيم بيشتر با نيمكرة راست مغز خود كار كنيم مطمئناً خلاقيت در وجودمان جاري مي شد اين استدلال وسوسه انگيز بود كه بسياري از مفسران عنوان مي كردند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

نیمکره چپ مغز اطلاعات را بطور خطی, منطقی  و متوالی پردازش نموده و اساسا با اطلاعات شفاهی سر و کار دارد. نیمکره راست , اطلاعات را بطور غیر خطی, از طریق درک مستقیم (شهودی) و بطور همزمان پردازش نموده و با اطلاعات تصویری, شنوایی, عصبی و عاطفی سر و کار دارند (آقایی فیشایی, 1375).

متأسفانه تحقيقاتي كه از دهه 80 – 1970 آغاز شده است اين برداشت را تا حدي تار كرده است . واقعيت هاي آشكار شده بسيار پيچيده تر از قبل به نظر مي رسد و حتي مفسران معتبر نيز ديگر درباره كاركرد دقيق نيمكره هاي مغز اتفاق نظر ندارند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

شمار زيادي از پردازش هاي پيچيده اطلاعات و كاركرد مفاهيم در سراسر مغز پخش شده و توافق قريب به يقيني وجود دارد كه فعاليتهاي خلاق در مراحل مختلف با بسياري از اين كاركردها يا تمام آنها ارتباط پيدا مي كند .همچنين نبايستي اين واقعيت را از نظر دور داريم كه بسياري از فرآيند هاي پيچيده فكري براي تحقق خود به هر دو قسمت مغز نياز دارد . درك لطيفه مثال خوبي در اين زمينه است زيرا مستلزم آن است كه اطلاعات هم از جنبه واقعيت و هم از نظر احساسي پردازش شود .

تمايزديگري كه شايد به اندازه تقسيم مغزبه دو نيمكره مفيد باشد تمايز ميان بخش آگاه مغز و بخش كمتر آگاه يا كاملاً نا آگاه آن است (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

بنظر می رسد هنگامی که مغز اطلاعات را پرازش می نماید , اطلاعاتی که به صورت منظم و هماهنگ است و با عواطف مثبت مرتبط است توسط نیمکره چپ پردازش می شود و هنگامیکه اطلاعات دارای ویژگیهای متضاد و متناقضند و با عواطف منفی مرتبط می باشند توسط نیمکره راست پردازش می شوند (آقایی فیشایی, 1375).

كاركردهاي والاتر: خلاقيت با بسياري از كاركردهاي والاتر مغز ارتباط دارد .

برداشتها از عوامل كليدي كاركردهاي والاتر معرفتي ما است و بخشي از روشهايي را تشكيل مي دهد كه براي درك و پردازش حجم عظيم اطلاعات و تبديل آنها به موادي قابل هضم وعملي به كار مي بريم . ادراك ما از مشخصه هاي عمده اي است كه ما را از موجودات ديگر متمايز مي سازد .

اما مفاهيم و برداشتها از كجا سرچشمه مي گيرند ؟

آنها در نتيجه توانايي ما نسبت به عموميت بخشيدن به تجربيات و طبقه بندي انديشه هايمان حاصل ميشود ناگفته پيداست كه هريك ازما مفاهيم يا برداشتهاي خود را به روشهاي كاملاً ويژه اي شكل مي دهيم اين خود ، نوعي كاركرد خلاقيت ما است توانايي شكل دادن وتجديد تشكل اطلاعات ، تسلط بسيار حساسي بر محيط اطرافمان بوجود مي آورد  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

اگر شما مسئله اي را به صورت تحليلي و يا با نگاه بر آمار و ارقام حل مي كنيد و آن را در داخل فرمول منطقي يا فرآيند دنباله دار ( با توالي ) قرار مي دهيد . از سمت چپ مغز استفاده مي كنيد . اگر به دنبال الگوها و مقاديري هستيد كه تأثيرات حسي را در بردارد كه به شما يك ادراك شهودي از كل پديده اي مي دهد از سمت راست مغز استفاده كرده ايد (حائری زاده , 1381).

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

:اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی- دانلود متن کامل

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و محيط :

ارشميدس كار خود را در حمام انجام مي داد . نيوتن نيروي جاذبه را زير درخت سيب پيدا كرد . كليه اشخاص موفق به روش خاص خود خلاقند . سر آشپزي كه خود آموزگار خويش است ، هنگام دويدن در تپه هاي اطراف محل زندگي اش الهام مي گيرد و گياهان وحشي را پيدا مي كند . مايكل براز[1] طباخي را از مادرش آموخت و تخصص او گياهان وحشي و غير معمول است . مي گويد هفته اي چند بار در تپه ها مي دوم و در اين دويدن هاست كه به افكار و احساسات تازه است مي يابم . از طبيعت الهام مي گيرد و اميدوار است با غذاهاي خود فضايي خاص ، آزادي بيان احساس شگفتي و لذت زندگي را ابراز دارد . طباخي اش را با موسيقي جاز مقايسه مي كند و از نظر طراحي ، ظرافت سيال و لحظات سكوت ، شباهتهايي مي بيند  (گرت لوایز, ترجمه : گروه کارشناسان ایران, 1381).

چه چيزي محيط حمايت كننده براي خلاقيت به وجود مي آورد ؟

ابعاد بسياري دراين مقوله قرار ميگيرند : ناراضي بودن از وضع موجود ، همواره به دنبال بهبود بخشيدن و يا راههاي بهتر براي انجام كارها بودن ، تشخيص اين كه تكنولوژي ، ابزار رقابتي است كه مي تواند دستيابي به محصولات مشكل را ممكن مي سازد . در چنين محيطي ، ريسك حساب شده اي پذيرفته مي شود و بوروكراسي در حداقل ميزان است  (حائری زاده , 1381).

اسكچل[2] تفكرخلاق را معلول برخورد و ارتباط وسيع فرد با محيط مي داند ، به نظر او فرد براي تسلط بر محيط به خلق و ايجاد افكار تازه مي پردازد . تجربه درمعني عاميانه شايد نه تنها عامل بروزخلاقيت نباشد بلكه مانع آن نيز بشود . تجربه درمعني عاميانه بيشتر برعادت وخوگيري[3] دلالت دارد .خوگيري يعني فقدان واكنش جهت يابي به محركها .

درمقابل پديدة خوگيري ،حساس سازي يعني تقويت واكنش به يك تحريك قرار دارد . افراديكه فكرشان باز است كمترتحت تأثير عادات و تلقينات قرار ميگيرند و بهتر مي توانند محيط اطراف خود را بشناسند و به خلق افكار وعقايد تازه مبادرت كنند ( مقصودي ,1381) .

  1. Michael Bras
  2. Schaehtel

1-. Habituatie

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران-دانلود پایان نامه رشته روانشناسی-دانلود

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

خلاقيت و سن :

درخصوص رابطه سن و خلاقيت گزارشهاي مختلف و بعضاً متضادي داده شده است ، به عنوان نمونه يك آمار ، اوج خلاقيت را سن شصت سالگي نشان مي دهد و آمار ديگر بچه ها را خلاق تر معرفي مي كند . اين درست است كه بعضي افراد با بالا رفتن سن خلاق تر مي شوند و عده اي برعكس ، هر چه سنشان بيشتر مي شود خلاقيتشان كمتر مي شود و دليل اين امر درنحوة استفاده از تجربه است . به اين معنا كه اگر چه يادگيري از تجربه ها مفيد ولازم است ، اما عده اي عادت مي كنند كه تجربه هايشان را به موارد ديگركه زياد هم به موضوع مرتبط نيست ، تعميم دهند و لذا همين تجربه به جاي اينكه ذهن فرد راخلاق تر كند ، موجب كليشه اي شدن تفكر وي شده و نهايتاً هر چه بالاتر مي رود ، تجارب قبلي تبديل به قالب هاي كهنه تر و ريشه دارتر مي گردد .  اين وضع وقتي وخيمتر مي شود كه تجارب غير واقعي را به موضوعات ، غيرمرتبط واقعي سرايت دهيم ،چون سيستم اعصاب مغز تجربه غيرواقعي را ازخيالي تشخيص نمي دهد.

بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت : اگر فرد از تجارب خود درست استفاده كند و محيط مناسبي داشته باشد ، هرچه سنش بالاتر رود بايد خلاق تر شود (صمد آقایی, 1383).

شواهد علمي مبني بر اين كه خلاقيت از سن تمرد مي كند بوسيله پروفسورها روي سي لهمان [1] استاد دانشگاه  اوهايو مورد تحقيق قرار گرفته است . يكي از مطالعات وي بزرگاني را كه در زمان خويش ايده هایي كه اهميت جهاني داشته خلق كرده اند، مورد بررسي قرار داده است از 1000 موقعيت خلاق كه پروفسور لهمان ذكر نموده است متوسط سني كه اين ابداعات در آن سن واقع گرديده 74 سال بوده است . ( اسبورن، ترجمه : قاسم زاده ، 1368)

در رابطه بین سن و خلاقیت می توان گفت؛ اگر فرد از تجارب خود استفاده کند, و محیط مناسبی هم داشته باشد با افزایش سن , خلاق تر می شود. در غیر این صورت با بالا رفتن سن از خلاقیت وی کاسته خواهد شد (کیا ,1386).

[1]– Harvey c. lehman

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد

پایان نامه روانشناسی ب–بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

دانلود متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی

عنوان کامل پایان نامه (کارشناسی ارشد) :

 اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران

تکه هایی از این پایان نامه کارشناسی ارشد

متن کامل اینجا

مكتب انسانگرا:

انسان گرايي از جمله مكاتبي است كه به خلاقيت توجه خاصي نموده است . انسان گرايان خلاقيت را تنها به امور خارق العاده نسبت نمي دهند .

آنها معتقدند خلاقيت نه تنها دست آوردها ، بلكه فعاليتها ، فرآيندها و نگرش ها را هم در برمي گيرد . انسان گرايي تأكيدخاصي برارتباط خلاقيت يا سلامت رواني ، خود شكوفايي و كمال انسان دارد ؛چنانكه مازلو[1] اعتقاد دارد اين رابطه به قدري عميق است كه ميتوان گفت : اين واژه ها مفهوم واحدي دارند .راجرز معتقد است : انگيزة اصلي خلاقيت ،گرايش انسان به فعال ساختن خويشتن ، كشش به سوي گسترش ، رشد، پختگي ،گرايش به آشكار سازي و به كارانداختن همه قابليتهاي ارگانيسمي خويشتن است .بنابر اين فرد خلاق كسي است كه استعداد بالقوه انسان بودنش كامل است (حسینی, 1381).

برمبناي نظريه انسان گرايان شرايط دروني خلاقيت را نمي توان تحميل كرد.

همانگونه كه نمي توان تحميل كردكه بذركاشته شده را به زور رشد داد . براي رشد خلاقيت بايدبا ايجاد شرايط بيروني امكان ظهورتوانايي بالقوه افراد را فراهم نمود . شرايط اصلي دراين زمينه آزادي وامنيت رواني است .آزادي كامل زماني محقق مي گردد كه فرد دربارة آنچه درعميق ترين قسمت خويشتن خود هست بينديشد ، احساس كند و همان باشد  (حسینی, 1381).

براي خودشكوفايي چندشرط لازم است ،كه براي خلاقيت نيزاين شروط ضروري است :

1- آزادي از قيد و بندهاي اجتماعي ( عادت )

2- عدم آشفتگي و نگراني از عدم ارضاء كامل نيازهاي پايين تر

3- اعتماد به خود و ديگران و دوست داشتن ، دوست داشته شدن

4- خود آگاهي ، آگاهي از نقاط قوت و ضعف خويش

بسياري از مديران عقيده مازلو را كه عاليترين انگيزش انسان ، نياز به خود شكوفايي يا منبع بالقوه رضايت شغلي است ، پذيرفته اند ( مقصودي, 1384 ).

تعريف آفرينندگي ازنظر راجرز : عبارت است ازظهوريك فرآورده و ارتباطي نوظهور در عمل ،كه ازيك سو از بي همتايي فرد سرچشمه مي گيرد واز ديگر سو از مواد ، رويدادها ، مردم ،يا اوضاع و احوال زندگي او .انگيزه اصلي آفرينندگي ظاهراً همان گرايش است كه ما آن را بگونه اي بسيار ژرف ، به صورت نيروي شفا بخش درروان درماني كشف كرده ايم .گرايش انسان در به فعليت در آوردن خويشتن ، تا نيروي بالقوه خود شود .

اين گرايش در هر فردي وجود دارد و تنها در انتظار شرايطي مناسب براي رها شدن وآشكار گرديدن است . همين گرايش ارگانيسم به ايجاد پيوندهاي با محيط و تلاش براي به كمال رساندن خويشتن است ، كه انگيزه اصلي براي آفرينندگي را به وجود مي آورد . جوهر اصلي آفرينندگي ، نوظهور بودن آن است . هنگامي كه فرد نسبت به همه تجربه هاي خويش باز است ، در آن حال رفتارش آفريننده خواهد بود و مي توان اطمينان داشت كه آفريننده ذاتاً زنده باشد (  مقصودي 1384).

2.Maslow

فرضيه هاي پژوهش :

فرضيه اصلي: آموزش خلاقيت بر افزایش نگرش كارآفرينانه بيكاران مؤثر است .

فرضيه های فرعي:

 1) آموزش خلاقيت بر افزایش رفتار كارآفرينانه مؤثر است.

برای دیدن جزئیات بیشتر ، خرید و دانلود آنی فایل متن کامل با فرمت ورد می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید:

پایان نامه روانشناسی

لینک متن کامل پایان نامه رشته روانشناسی با عنوان :اثر بخشی آموزش خلاقیت برافزایش نگرش کار آفرینانه بیکاران شهر تهران با فرمت ورد